تبليغاتX
سایه خیالی - نوشته ی 73
 

 

یه وقتایی  به خودم میگم عجب غلطی کردم که دارم واسه کنکور میخونم .آخه قبلش داشتم مثل بچه آدم زندگی می کردم. همون بی اس مو که گرفتم میزدم به دیوار هر بارم که نگاش میکردم یاد استادای فسیلمون می افتادم که حوصله خودشون رو نداشتن چه برسه به ما یاد التماسای آخر ترم  به استاد برای حذف نکردنت چون غیبتات زیاد شده و به همکلاسیا واسه گرفتن یه جزوه درست و حسابی  ولی تا دلتون بخواد خاطره دارم از پیچوندن کلاسا  یادش بخیر. خب عادته دیگه با 15، 16 سال درس خوندن ... ترک عادتم که میگن موجب مرضه. این آجیل و میوه و شیرینی شب یلدا یه طرف ، حافظ خوندن و فال حافظ گرفتنش هم یه طرف. زمستون امسال تهرانم که اینورژن گرفته همیشه غربش بارونی و برفی بود امسال شرقش  ما غرب نشینان جز سوز و سرمای برف چیزی ندیدیم. دو سه روزیه که آسمون گرفته ولی نمی باره .  چی نوشتم نه سر داره نه ته !!حالا اینا رو ول کن مهم  اینکه چهار شنبه با بروبکس  قرار داریم  پاتوق سان سیتی.

دوست دارم چهار شنبه هوا ابری باشه و بارونی .

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 1:2 توسط سایه