تبليغاتX
سایه خیالی
 

 

 یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم

وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم

 

یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده

چرا با این همه عینک، هیچ کسی مارو ندیده

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:39 توسط سایه

 

 

 

 

 

گفتم بد جور بهت عادت کردم .

 

گفتی: وقتی آدم به یه نفر عادت می کنه یعنی عاشقش شده؟ ....   یا وقتی عاشق شدی بهش عادت می کنی؟

اصولا به عشقی که با عادت شروع بشه ، می شه گفت عشق؟و .........

 

وقتی خوب فکر می کنم به این نتیجه می رسم، چیزی که منو کنارت نگه داشته بود یه عادت عاشقانه بود.

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:55 توسط سایه